
قدرت لایزالی،در اعماق قلب من بذر می پاشد،من محصول آندا درو می کنم،خوشه های غلات
را دسته دسته به گرسنگان می بخشم.
روح،این درخت کوچکِ انگور را احیا می کنم،من میوه آن را می فشرم و به تشنگان می دهم تا
بنوشند.
آسمان،این چراغ را پر از روغن می کند من آن را بر می افروزم و از برای راهیان شب ،در کنار
پنجره اتاقم می گذارم،
من این کار ها را انجام میدهم،زیرا به این چیزا زنده ام،اگر "روزها"مانعم شوند و "شب ها"
دستم را ببندند،آنگاه مرگ را می طلبم،زیرا مرگ شایسته تر است برای پیام آوری که رانده مردم
خویش است و شاعری که غریب وطن خویش .
جبران خلیل جبران
نظرات شما عزیزان: